کد خبر:15086
پ
مهناز شاهوزهی

زندگی ام غزلی بیش نیست/گفتگو با مهناز شاهوزئی شاعری جوان

برای آرامش روح تون هم که شده حتما شعر گفتن رو ادامه بدین حتی اگر در سخت ترین شرایط زندگی تان قرار داشته باشید.

هاتف- گفتگویی با بانویی جوان و لبریز از غزل و ادبیات، بانوی شاعری که زندگی خود روی کاغذ به شعر می سراید و با انگیزه ذاتی به سرودن شعر می پردازد.

 

خودتان را به طور کامل برای مخاطبان هاتف معرفی نمایید؟

قبل از هر چیز سلام عرض میکنم  خدمت شما و مخاطبان تان، من مهناز شاهوزهی هستم، متولد ۱۳۶۴ از  زاهدان، متاهل هستم و  خدا را شاکرم که ماحصل زندگی ام دو فرزند خداوند به زندگی ما بخشیده است.

 

چه زمانی متوجه وجود طبع شاعری در خود شدید؟

این احساس شعر گفتن را من تقریبا ازکلاس چهارم با وجود معلمی مهربان که مشوق من بود ودر شعر گفتن و انشاء نویسی منو تشویق میکرد، با وجود اینکه به درس ادبیات فارسی علاقه ای خاص داشتم وارد صحنه شاعری شدم و روحم در ورای اشعار نهفته دلم آزاد شد. هم چنین متولد شدن اولین فرزندم الیاس عزیز، نیز خودم را بارور حس میکردم یعنی من زندگی ام غزلی بیش نیست.

 

چه کسانی مشوق شما در این راه بودند؟

معمولا در شعر گفتن دلگرمی اطرفیان باعث پیشرفت در کار می شود در وهله اول خانواده ام که باعث شدند من از سرودن اشعار دلسرد نشونم، در مرحله به مرحله زندگی ام افرادی همراهیم میکردند که برای پیشرفت و شکوفا کردن اشعارم همگام من  در سر راهم قرار میگرفتن همچون دوران تحصیل تشکر می کنم از معلم کلاس چهارم ابتدایی ام و در دوران مجردی ام خانواده ام علی الخصوص پدر مهربانم و در زندگی زناشویی ام همسر گرامی ام که با وجودشان بودن و خواستن را در من لبریز کردند .

 

مضامین شعریت از چه حسی لبریز شده است؟

سبک شعرهام شعر سپید هست، و در مواردی نیز غزل هم می سرایم.با هر شعری که میگم روحم زنده میشه احساساتم به روی کاغذ میرقصن و قلم خوشحال در این پایکوبی ها هست.

 

آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه می‌کنید و در سرودن تحت تأثیر کدام شاعر هستید؟

تقریبا آثار شاعران زیادی رو مطالعه کردم، همچون جناب حامد حسین خانی سبکشون جالب و جذب کننده ست و همچنین اشعار همسر عزیزم مسلم پرورش که استاد من هستند را پیگیری میکنم و ضعف های اشعارم را در سروده های زیبایش تکمیل میکنم.

 

به نظر شما شعر گفتن قابل یادگرفتن است یا ذاتی‌ست؟

شعر رو میشه یاد هم گرفت اما بنظر من شعر گفتن بیشتر ذاتی بودنش زیباست چرا که حرف و سخن از درون و ذات است که به دل میشینه، بقولی هرآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند پس ذاتی بودنش هنری ست بس شیرین.

 

آرزوهای کودکی شما چه بود ؟

آرزوهایی داشتم که خداوند همه آروزهام را برآورده کرده است، خانواده ای دوست داشتنی، همسری مهربان، فرزندانی با عشق و زندگی رنگارنگ خدارو شکر که رضایت مندم.

 

ازدواج چه تأثیری در رویکرد اشعار شما داشته است؟

زندگی زناشویی کامل کننده جریانم بوده است و سپیده دم با ابیاتی شروع و غروب طلایی اش وزن بندی اشعارم هست، تاثیر مثبتی که ازدواجم داشت این است که همسرم به عنوان استاد اشعارم هست و باعث قوی تر کردن پایه های ادبیاتم هست.

 

زندگی یک بانوی شاعر با خانم های دیگر چه تفاوتی دارد؟

زن یعنی احساس و روان کننده جریان زندگی ، زندگی یک زن شاعر احساسات عمیق تری داره نسبت به زنان معمولی چرا که عشق دائم در وجود زن شاعر زنده ست، شعر جان بخشیدن و تازه نگه داشتن زندگی ست تا به ابد.

 

آیا فضا برای فعالیت ادبی و شاعران جوان در استان سیستان و بلوچستان فراهم است؟

متاسفانه باید بگم که در حق جوانان شاعر استانمون اجحاف می شود و اونطور که باید بهش بها نمی دهند و این برای یک شاعر و هنرمند خیلی سخت است که بتواند اشعار خود را در نقد عمومی قرار دهد.

 

چه توصیه ای برای دوستان و جوانان علاقمند به شعر دارید؟

توصیه من به دوستان این است که برای آرامش روح تون هم که شده حتما شعر گفتن رو ادامه بدین حتی اگر در سخت ترین شرایط زندگی تان قرار داشته باشید، چرا که شعر دارو و مسکن روح و قلب است، نوشتن احساس خود روی کاغذ و لحظات زندگی لذت بخش ترین مرحله زندگی است که میتوان آن را تجربه و انتخاب کرد.

 

اولین جمله ای که بعد از شنیدن کلمات در ذهن شما تداعی می شوند؟

بانوک: شیر زنان سرزمینم

سیستان و بلوچستان: محروم از امکانات و رفاه اما ثروتمند در شجاعت و ایمان و محبت

ایران: سرزمینی جاویدان

شعر: غذای روح و جان

هاتف جوان: ندا دهنده ی صدای به گوش نرسیده ی جوانان سرزمینم

سوزن دوزی: بانو مهتاب نوروزی

 

و در پایان حرفی یا موضوعی که احساس کردید در گفتگو مطرح نشد را بیان نمایید؟

خداوند رو شاکرم بابت تمام عمرم و حکایتهای این سرنوشت پیچیده، و بوسه ها خواهم کاشت به دستان پراز مهر پدرو مادرم،برادران و خواهرانم ،همسرم و دوستانم که در سخت ترین لحظاتم کنارم بودند و به من آرامش دادند.و تشکر میکنم از مسئولین هاتف جوان  که وقت گذاشتید و گفتگویی را با هم داشتیم.

 

زخم های دلم را هیچ مسکنی آرام

و هیچ آنتی بیوتیکی ترمیم نخواهد کرد،

تو

تنها دلیل سلامتی روح خسته ام هستی…!

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.